تبليغاتX
donyayelootigari

donyayelootigari

تقدیم به سلطان عشق

اي دختر شاه عشق تنهاي تو 

ديريست اسير دست تن هاي تو

از غربت شاعرانه ات فهميدم

***

از عرش صداي بي صدا مي آمد

آواي سكينه تا خدا مي آمد

آن روز سكينه با دلي زار و حزين

آرام به سوي كربلا مي آمد

***

او رفت و ستاره هاش بي رنگ شدند

از دست غم زمانه دلتنگ شدند

انگار سكينه و حميده آن روز

با غربت كربلا هماهنگ شدند

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 23:16  توسط looti  |