تبليغاتX
donyayelootigari

donyayelootigari

تقدیم به سلطان عشق

اي دختر شاه عشق تنهاي تو 

ديريست اسير دست تن هاي تو

از غربت شاعرانه ات فهميدم

***

از عرش صداي بي صدا مي آمد

آواي سكينه تا خدا مي آمد

آن روز سكينه با دلي زار و حزين

آرام به سوي كربلا مي آمد

***

او رفت و ستاره هاش بي رنگ شدند

از دست غم زمانه دلتنگ شدند

انگار سكينه و حميده آن روز

با غربت كربلا هماهنگ شدند

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 23:16  توسط looti  | 

Are You Know Tihs Picture

a

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 1:10  توسط looti  | 

ستایش مخصوص پروردگار جهانیان است

یک تبسم که نشان از باد بهاران دارد

در این پاییز بی درخت در این سرما که

سوزش می پراند هوش از سر بی

آبرویان در این سرما که دیگر

معصیت دیوانه کرده مرد را همچون

کودکی ده ساله و من میخوانم خدا را و

نمییابمش از نور یا در تلالو گلدسته

های خانه ای اشراف که در دربش

هزاران مرسع از در است و من تکرار

میکردم که آدم را نشاید بی حوا ها

زیستن،و او با سر کند تایید تا نادر زافغان ها شود دیر است..........................

سهیل آسمانتان در تلائلو نور پروردگار یکتا پر رزق باد

یا حق ذولمتین

به امید سلطنت مهدی موعود

قرآن صامت

م.ن

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1384ساعت 17:53  توسط looti  | 

زندگانی اینست که تو مانی و غم من که دراین سفسطه

بازار کلان است غم و شادی و خرم به کسی میگویند که

در جنون ثانیه ها خیانت نمیکند و در اشتباه مانده ایم در

این بیراه ها و چون میخوانیم به جرم جنون بر دار میکشند

پیکر بی جان رااین خداوند کجاست که چنین خاموش

است از بی ربط ترین خاطره ها را باید به بهایی بفروخت

آخر این دوز و کلک ها به کجا خواهد رفت من ز اسلام

و مسلمانی و دین بیزارم؟ پس چرا این همه با خرد ریا

کاری ماست این همه مست به می از چه چنین عریانند

من ز باد سحر از باد صبا پرسیدم نعره زد که صبا مرد کجا

بادش باد.

کجا بادش باد

کجا بادش باد

 

من در این سفسطه بازار در این نقره سرا

عریانی لبخند تو

را میخواهم.

(قــــــــــــــــــــــــرآن صامــــــــــــــــت)

(م.ن)

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1384ساعت 17:52  توسط looti  | 

بنام جاویدان قالب

ما زنده نمانیم مگر با نفس عشق

عشق است که معنای حیات است هنوز

نمیدونم امدم چی بگم فقط آمدم که آپ

کرده باشم،چند روزه که برای یکی از عزیزانم

نامه دادم ولی جوابی نگرفتم واسه همین

حتی درسا رو هم درست متوجه نمیشم ولی

باز هــــــــــــــــــــــــــــــم آپ میکنم

به امید سلــــطــنـت مـهــدی موعود عــج

خورشید بی نــــــــــــــــــــــــــــــــــور

خاطره.رسا(مجنون)

+ نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1384ساعت 17:51  توسط looti  | 

بنام پروردگار باران

و من دیدم در آن چهار خانه در هر کدام چهار باغ

در هر باغ چهار اتاق در هر اتاق چهار

حفره در هر حفره چهار مرد در زنجیر اینجا سکوت

معنای تمامی سوالات خاموشی است

ما هرگز خدا را نمیبینیم،خداوند همچنان

خاموش است و شیطان در آزادراه خفقان

میتازدو خدایی که پاکی را تبلیغ میکند و اینکه:

 

نماند ناز شیرین بی خریدار اگر خسرو نباشد کوه کن هست

به امید سلطنت مهدی موعود(عج)

ابراهیم پارسا

باقی خدا و بس

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1384ساعت 17:50  توسط looti  | 

حاکم دلها

 سلام داداش!
 
دیروز یکی از بچه ها (سید مسعود مولا)گفت میخوام یه چیزی نشونت بدم.رفتیم به
 
یکی از بخشهای سازمان سر زدیم .5300قطعه کریستال رو که قرار بود از اونها برای
 
ساخت لوستر در حرم امام حسین(ع) استفاده کنن ، آورده بودن اونجا. بچه ها با یه
 
دستگاه،پودرهای اکسید منیزیم و اکسید تیتانیوم رو تصعید میکردن تا روی این بلورها
 
بچسبه و بعد بفرستن با لیزر روشون طرح بزنن و روانه کنن سمت کربلا .آخر حس و
 
حال بود . یه کار لذت بخش. یه کار ماندگار.
 
آره دیگه اینجوریاست . هر کسی که نمیتونه رو دلها حکومت کنه .باید سلطان عشق
 
باشه تا بعد از 1366 سال بازم آدما خودشونو بکشن تا اگه  شده حتی یه کار کوچیک
 
براش انجام بدن.هنوز هم مردم تب و تابشو دارن.
 
 از وقتی که رفتم حرم ، اینجور چیزا ،حس دیگه ای برام داره:
 
   گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق      ساکن شود بدیدم و مشتاق تر شدم 
 
باقی خدا و بس
 یا علی   
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 15:29  توسط looti  | 

 

بنام هو جاوید(جلجلاله)

 

و اینبار از او که بر پایه اعتقاد به وجودش سختی ها را تحمل میکنم به

 

راستی عشق در کلام نخواهد گنجید بنا باشد عشق در کلام بگنجد که دیگر

 

فرقی میان عاشق و فارغ وجود نخواهد داشت آیا مظاهر موجود در جهان

 

را میتوان عاشق بی عمل دانست من میدانم که عمل به کلام عشق کار هر

 

کسی نیست ولی هنگامی که معشوق را لبخند زنان به مقابل دیده آورید

 

آنگاه شما کوهی هستید در برابر مشکلات و نه عکس آن در اینجا از تمامی

 

لوتی هایی که شرایط ازدواج را دارا هستندعاجزانه التماس میکنم که هر چه

 

سریعتر مطابق این سنت حسنه طاها(صلی الله علیه و آله وسلم) عمل نموده

 

چرا که مشکل                فساد های موجود با توسل به ازدواج حل شدنی ا

 

ست در ضمن لوتی هایی که شرایط ازدواج را دارا نیستند میتوانند مطابق

 

پروجه3812 که ساخته دست توانای مدیر این وب است عمل نمایند باشد که

 

آنان نیز روزی بتوانند به

 

آرزوی خویش که همان وصال است برسند

 

 

و من الله توفیق من یشائ من عباده و الحسنه للمتقین

 

به امید سلطنت مهدی موعود(عج)

 

ابراهیم پارسا

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1384ساعت 14:45  توسط looti  | 

(بـــنــــــام آفــریـــــــدگار تــوانــــا)

 

دعواهم فیها سبحانک الهم و تحیتهم فیها سلام و اخر دعواهم

 

ان الحمدلله رب العالمین

 

صدق الله العلی العظیم

 

چو آید آن نگار عالم آرا

تجلی میدهد وجه خدا را

 

و اما عشق

 

اگر در تکاپوی میان عشق و عرفان مانده اید بدانید که عشق را بجز در عرفان و

 

عرفان را جز در عشق نخواهید یافت چه بسا جریانهایی که عشق را ننگ نامیدند و

 

ندانسته عرفان را در مقابل عشق قرار دادند و چه ضرر هایی که به این گروه وارد

 

نشد.

 

ولی عشق زمینی موجودیت زمینی دارد ولی خواص آن عرفانی است مگر در

 

سوره های مختلف کتاب آسمانی که همان قرآن محمد مصطفی (ﻷ) است نخوانده

 

اید که خداوند(له الحمد) جواز خروج از مصائب را با کلمه حُب آورده است

 

که به معنا عشق است و اگر این عشق زمینی باشد ولی پاک حتی آسمان را

 

نیز میشکافد و بسیار غلط است اگر ما بگوییم که چون عشق زمینی است

 

هوس است که این صد در صد اشتباه است.

 

aaa بابا پروفسور  aaa

                      

                     (در هر صورت امید است موفق و پیروز باشید)

 

به امید سلطنت مهدی موعود(عج)

 

(قــــــــــــــــرآن صامـــــــــــــت)

 

م.ن

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1384ساعت 14:42  توسط looti  | 

(بنــــــام یکـــــتای بی همتـــــا)

 

 

دوباره دل هوای با تو بــــــــــــــــودن کرده

 

 

نگو این دل دوری عشقتـــــــو باور کرده

 

 

دل من خسته از این دست به دعـــــــــا ها بردن

 

 

همه آرزو هام با رفتن تو مــــــــــــــردن

 

 

حالا من یه آرزو دارم تو سیـــــــــــــنه

 

 

که دوباره چشم من تو رو ببیـــــــــــــنه

 

 

 

واسه پیدا کردنت تن به دل صـــــــــــحرا میدم

 

 

آخه تو رنگ چشــــــــــات هیبت دنیا رو دیدم

 

 

توی هفتا آسمون تو تـــــــــــــــــک ستاره منی

 

 

بخدا ناز دو چشماتو بدنــــــــــــــــــیا نمیدم

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1384ساعت 14:40  توسط looti  | 

سالــــــــــــــــــــــــــروز کوچ عاشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــقانه عزیــــــــــــــــــــــــــــــــزترین خواهرم را تسلیت عرض میکنم

خواهری که از پوست و خونم نبود ولی توانست همانند خواهری برای من و دیگر دوستانم خواهری کند

سالگرد پرواز اقلیما سماواتی،سهیل محمدی و ستاره محمدی در زلزله بم را به سابجکت قدیمیمان علی ولی الله تسلیت میگوییم

یاد آن دوران بخیر

علی ولی اللهی ها اقلیما رفت جایش را خالی نگه دارید یادش گرامی باد

به قول علی

بچه ها داد زدند

ما همه اکبر لیلا زادیم

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 1:31  توسط looti  | 

64 سال تنها انتظار یک وجه

پیرزن

این پیرزن بیشتر از من معرفت داره این خانم ۶۴ ساله که توی مشهد تنها برای دیدن روی معشوق به انتظار نشسته

مرگـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمرگـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تا بحال چقدر به کلمه فوق فکر کرده اید

پایان سختی ها و مصیبت ها پایان انتظار ها و اذ جاءاحدهم الموت

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 1:24  توسط looti  | 

کریسمس مبارک باد

بنام آفریدگار توانا

نمیدونم واسه چی اومدم بنویسم فقط میدونم دلم خیلی گرفته

آخه خیلی مشکل دارم من نمیدونم کی قراره مشکلاتم تموم بشه

بزرگی میگفت از مشکلات به خداوند گله و شکایت نکنید آخ بعضی ها هستند که خیلی بد بختند ولی

بگزریم....

وقتی یک نفر که بیشتر از تمام دنیا دوستش دارم بهم گفت تو نمیتونی نوی امتحان مهندسی شبکه شرکت کنی و قبول بشی

تمام فکرم معطوف شد به یک نام (((مهدی)))

آخه من هر مشکلی داشته باشم اون واسم حل میکنه

آخه اون خیلی آقای با مرامیه

علی که اینجا بود بیشتر معرفت داشتیم نسبت به آقا علی که ما را تنها گذاشت و رفت

گله ای نیست ما هم میسازیم

از خدا شکایتی ندارم از مهدی)عج(هم همینطور من معرفت ندارم وگرنه خدا که خداست و کم نمیشه

نمیدونم شاید این پست خیلی بچهگونه به نظر بیاد ولی دلم خیلی گرفته بود و بغض امانم نمیداد

خلاصه من توسل کردم و قبول شدم ولی خودم هم میدونم که خیلی بی معرفتم

بی معرفتِ بی معرفتِ بی معرفت

باز هم آرام سکوت میکنم دوست دارم شکایت کنم ولی فقط سکوت میکنم

خدا را شکر امروز هم زنده بودیم یا علی

به امید سلطنت مهدی موعود(عج)

بنده ذلیل یزدان

م.ن

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 1:17  توسط looti  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 15:16  توسط looti  | 

 

ن به قرآن علاقه داری

بگم به قرآن بیا میای

بگم مثل خر تو گل موندم میای

میخواستی بدونی بدون تو نمیتونیم زندگی کنیم دیدی

حالا میای

آن شب که آمدی در تکاپوی تو نبودم حال که سر نمیزنی من به یادت افتاده ام

به قول علی شیرین و لیلی خیلی بد طینت بودن تو که مثل اونها نیستی

مگه نمیگن که

فردا اگه مهدی بیاد دردا رو درمون میکنه

آسمون شهرمون و ستاره بارون میکنه

شنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد                           ی

هر کس که چشم خمار داشت که لیلا نمیشود

یوسف که به درگه زلیخا نمیشود

هر یوسفی که یوسف زهرا نمیشود

بیا یا بن الحسن دورت بگردم

بیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا دست خالـــــــــــــــــــــــــــی برنگردم

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 1:16  توسط looti  | 

تراوشات ذهنی

 

بنام پروردگا ر زیبایی ها

سلام

 

هنوز صبح نشده این را از نور کم بیرون پنجره میفهمم

 

آخر این نور ماه است که هر شب برای هر عاشق دل

 

سوخته ای رُل معشوقه اش را بازی میکند.

 

دوست ندارم از زیر پتو بیرون بیایم چه لذتی دارد

 

معاشقه با گرمای زیر پتو اینجا فقط جای چای داغ

 

خالی است همیشه بین دوراهی چای داغ و آب سرد

 

می مانم که کدام را انتخاب کنم من خسته ترین انسان

 

روی زمینم،از لای پنجره که به درون حیاط اقاقی ها

 

مینگرم دختر همسایه را میبینم که با برف آدم برفی

 

درست میکند،بیچاره نمیداند که اعتبار آدم برفی به

 

آفتاب بالای آن بستگی دارد و ممکن است تا ساعتی

 

دیگر دستخوش بهترین لحظات زندگیش تباه شود.

 

خیلی دوست دارم به کنارش بروم ولی نمیتوانم

 

همچنان معاشقه میکنم با گرمای درونم.

 

فردا چه کسی زنده میماند

 

خدا می داند

 

خدا را شکر امروز هم زنده بودیم

 

و تنها میتوانم برای خواب دوباره از این سروده که در

 

شبی زمستانی

 

سروده ام مدد گیرم

 

چون حی لم یزلی به خلقت اراده کرد

 

از آب و آسمان و باد و زمین استفاده کرد

 

یک صورتک بنگاشت به رمز یا علی

 

تا هر کسی نگریست بر آن پی برد به خلقت ازلی

 

یک چشم با محمد(ص)و یک چشم با بتول(س)

 

یک باب از درایت و از دیگری اصول

 

بینی بسواخت ز حلم حسن چون مشام گاه

 

تا بهر پوستین دلق گشت پایگاه

 

چون بهر گوش حی لم یزلی اراده کرد

 

از اسم پر مصیبت زینب استفاده کرد

 

چون ابروان بسواخت به اسم یا حسین

 

در هفت آسمان ملائکه گشتند شور و شین

 

زانپس بسواخت جلیل دو دست همچون آب

 

تا یاد شود یا د دو دستان پور بو تراب

 

زانپس بسواخت دو پا و عزیز کرد احمد را

 

تا آن شود سفری به کربلامحمد(شاعر)را

 

باقی خدا و بس

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آذر 1384ساعت 15:45  توسط looti  | 

میلاد شمس الشموس مبارک باد

علی آقا این به اون در

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 15:0  توسط looti  | 

پاییز

زیبا ست پاییز . . . آری زیباست پاییز . . .
زمانی پاییز را بخاطر مدرسه و باران و هوایش دوست داشتم ولی مدتیه مبهوت درختها و رنگها و مناظر زیباش شده ام .
گاهی انسان لبریز از احساس می شه. اونوقت با چشمانی مهربان به اطراف نگاه می کنه و جلوه های شگفت انگیز و نهفته ای رو دراطرافش می بینه که قبل از اون نمی دید .
" زندگی زیباست ای زیبا پسند          ساده اندیشان به زیبایی رسند ".
وقتی به این شهر اومدم که چند سالی بمونم ، اولش دیوارهای خاکستری و درختان چنار با برگهای سبز تیره اشون فضای سرد و دلگیری رو بر وجودم تحمیل کردند ولی الآن همون برگهای سبز تیره به تابلوهای رنگینی تبدیل شده اند که بسیار دلنوازند: سبز ، زرد ، نارنجی ،قرمز ، آتشین و . . . بسیار بسیار زیباست. این روزها پاییز هم کم کم داره میره . برگها یکی یکی میریزند . برگها میمیرند . عجیبه برگها مرگشون هم زیباست . راستی چرا؟ شاید بخاطر اینه که به چیزی دل نبسته اند آرام و زیبا میان و آرام و زیبا می رن.ما هم مسافریم . روزی این شعر را دیدم و خیلی لذت بردم:
 
       سر قبرم بنویسید مسافر بوده ست           بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده ست
     
     بنویسید زمین کوچهء سرگردانی ست         او در این معبر پر حادثه عابر بوده ست
 
 
حتی بعد از مرگشون هم صدای خش خش اونها زیر قدمهای عابران زیباست.این درختها هستن که با از دست دادن برگهاشون خشک و پژمرده می شن.
دل ما هم مثل درختیه که با برگهای امید زینت داده شده. برخی افراد هستن که به اونها امید بسته ایم و برگهای درخت دل به نام اونهاست .یکی از کسانی که برگهای دلم به نام اوست ودر زندگی جزء پایه های امید من بوده و هست پادشاه مهربون و با صفائیه که امیدواران رو نا امید نمیکنه.
حتما فهمیدید کی رو میگم  
 
وقتی دل من میگیره زیر فشار غصه ها        جزتو پناهی ندارم جزحرمت برم کجا؟
آره دیگه امام رضا(ع).
 
 
برا بعضی از بچه ها در مورد امام رضا نوشتم . الآن فقط می خوام بگم که امام رضا به گره گشا بودن معروفه . همیشه یادتون باشه.
میلاد امام رئوف ،انیس دلها " علی بن موسی الرضا " مبارک باشه
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 13:28  توسط looti  | 

و اذ جاء احدهم الموت.................

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 0:3  توسط looti  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 23:48  توسط looti  | 

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

کی میشود که گوشه چشمی به ما کنند

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1384ساعت 23:0  توسط looti  | 

خوب یک نظری هم به ما بکنی مگه چی میشه؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان 1384ساعت 2:44  توسط looti  | 

 

اي واي بر اسيري کز ياد رفته باشد

 

در دام مانده باشد

صياد رفته باشد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان 1384ساعت 1:19  توسط looti  | 

استغفرک استغفارا"خفيا

استغفرک استغفارا" خالصا

استغفرک استغفارا"هنيئا

استغفرک استغفارا" من ال فقير  الي الکبير العظيما

 

فکر میکنم با گفتن کلمه فوق لرزه بر تن همه ما می افتد، تا بحال چقدر به

 

این مسئاله فکر کرده ایم

 

تو دلم گفتم:(بین خودمون باشه)تا بحال یک مرتبه گفتی خدایا غلط کردم،

 

خدایا اشتباه کردم، خدایا نفهمیدم، تو درستش کن، نزار جلو ملائکه بی آبرو

 

 بشم،من که آبرو ندارم توآبروی من باش.

 

خيزيد مسلمانان عيد رمضان آمد

 

      (عید سعید فطر بر همگان مبارک باد)

 

بیایید بعد از میهمانی باز هم درب خانه صاحب خانه وفادار

 

بمانیم و بی وفایی نکنیم تا اگر سال اینده توفیق بود با سر

 

شکستگی وارد خانه نشویم.

باقی خدا و بس

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1384ساعت 14:7  توسط looti  | 

DANGER

 

خطر

 

 

رسول الله(ص)روزي هفتاد مرتبه استغفار ميکرد،عرضه داشتند يا رسول الله،شما معصوم هستيد،چرا اينقدر استغفار ميکنيد،حضرت فرمودند:همينکه من در ميان کفار راه ميروم اين خودش براي من معصيت است.

(حالا من و شمايي که در اين آخر الزمان ميان اين همه کافر خود باخته دين فروش رفت و آمد ميکنيم در معرض خطرات بزرگي قرار ميگيريم که ممکن است در صورت تزلزل همراه آنان به قعر سقوط کنيم.

من يک ذکر دارم که فکر ميکنم بدرد بخور باشه

(بين خودمون باشه ديدين بعضي ها ميان کد هاي پروکسي شکن ميزارن حالا من هم ميخوام پروکسي شکن بزارم با اين ذکر ميتوانيد ملائکه و انسانها را دور بزنيد. اميد هست موفق باشيد

شما را به الله واحد قسم اگر کانکت شدين من هم ملتمس دعا هستم

يا ستار العيوب اغفر ذنوبنا و

 

ستر عيوبنا برافتك يا ارحم

 

الراحمين

 

باقى خدا و بس

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1384ساعت 14:5  توسط looti  | 

نور نگاه ...

تو را مي خوانم و هر شب به يادت مي كشم آهي

كه تو دوري و من اينجا نشستم بر سر راهي

تو را مي جويم و حتي نمي بينم تو را در خواب

گدا هرگز نشايد خواب ديدن صورت شاهي

مرا منع است ديدار رخ تو نازنين ، زيرا

كه من ديوانه تر گردم اگر بينم رخ ماهي

نمي داني عزيز دل چه شوري در دلم دارم

چرا خواندي فراقت را تو كه از عشق آگاهي ؟

تو رفتي ، خانه ام اما هنوز از عشق لبريز است

دلم هرگز نكرده نازنين در عشق ، كوتاهي

تو كه باشي سرود من پر از عطر شقايقهاست

و روز رفتنت اما پرم از حس جانكاهي

نمي خواهم ز تو چيزي عزيز دل در اين دنيا

فقط نور نگاهت را بتابان بر دلم گاهي

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آبان 1384ساعت 7:9  توسط looti  | 

  • دلم هوای نوشتن کرده بود امروز
    باد و بارانی بود اندرونی دلم
    و صدای چند کلاغ و جير جيرک
    کاغذی و قلمی و کرور کرور دل برای نوشتن
    خب ...
    اين از اين
    برای که بنويسم خب ؟
    تازه برای کسی هم که بنويسم چه کسی ببرد برای ؟
    يادم آمد آدم برای خدا که چيز بنويسد بگذارد زير فرش خدا خودش بر می دارد
    پر شدم از شوق برای نوشتن
    دمر دراز کشيدم روی زمين و دستی زير چانه و دستی برروی کاغذ نوشتم :
    سلام محبوب من
    چقدر تو صبح را قشنگ شروع می کنی
    صدای خروس و کلاغ را که می پيچانی در هم و نسيم را که می وزانی بينشان آدم حالی به حالی می شود
    هيچ دلبری نمی تواند مثل تو , همين اول صبح دل آدم را اينطور ببرد
    خورشيد هم ناز می کند مثل خودت
    سلانه سلانه قد می کشد از پشت تمام دورها
    و چقدر نزديک می شود
    آنقدر که دست می کشد بر سر و صورت آدم و داغش می کند با سر پنجه هايش
    تو هم دست می کشی بر دل آدم و عاشقش می کنی
    معشوق صبور من
    می فهمم که شب ها وقتی غرق می شوم توی خواب می آيی به پيشم
    دستت را حس می کنم که روی پيشانی ام دانه های شبنم می کارد
    رد بوسه ات هم می سوزاند لبم را تا صبح
    مثل آتش داغی و مثل آب شفاف
    اگر تو نبودی تو معنی نداشت
    تو تمام توی منی
    اگر می بينی چشمم به در می ماند
    نه اينکه يادم رفته تو هستی
    که می دانم هستی در کنارم
    منتظرم کسی بيايد که ببيند چقدر تو هستی
    و برود
    و بگويد کسی نيايد
    معبود من
    اگر ديدی روز کسی در کنارم بود
    خودت می دانی و می فهمی که به يقين تکه ای از تو را با خود داشته که رهايش نکردم
    مگر نه اينکه تو در زيبايی ها يی
    گل را اگر ببويم لذتم از بوی توست
    تو مستی شراب منی
    مطلوب من
    سرم را گاهی بگير بين بازوانت
    نکند يادت برود
    من اگر يادم برود تقصير توست که يادم نمی اندازی
    که سخت نيازمند توام
    مثل بغض بسته می شوی گاهی
    ببارانم
    گناه من چيست که در حسرت باريدن بخشکم
    تو بايد مرا بارور کنی
    از تمام خواستن هايم
    تو خيلی خوبی
    برای کسی که دوستت دارد
    و برای کسی که يادش رفته دوستت دارد
    مهربان من
    می شود از اين به بعد بنويسم برايت؟
    چرا نشود
    يادت نرود
    ان تويی را که می گفتم تکه ای از تو را دارد
    چون می دانی
    گاهی حس می کنم خود تو خيلی بزرگی برای اينکه دوستت داشته باشم
    يک توی کوچکتر را به من بده
    تا به واسطه اش عشق بورزانم به تو
    تو چقدر مهربانی
    مواظب خودت باش
    ...
    نامه را تا کردم و سراندم زير گوشه فرش
    خدا خودش ياد دارد
    کاش جوابش را بدهد
    ندهد هم می دانم که می خواند
    چقدر خوب است آدم کسی را داشته باشد که برايش چيز بنويسد
    من پر از چيز نوشتنم
    مثل آبشار که هر چه می ريزد تمام نمی شود
    باز ساعت گذشته از نيمه
    خواب می چسبد به آدم
    خواب با نفس های عميق می چسبد .
  • تراوشات ذهنی
  • اثر م.ن(آمین)
  • + نوشته شده در  یکشنبه یکم آبان 1384ساعت 6:38  توسط looti  | 

    بيدک الخير

    " هزاران سال از همر زمين گذشته بود و همواره جسم زمين فرسايش يافته بود تا روح آن آباد شود .

    کل من عليها فان و يبقي وجه ربک ذوالجلال و الاکرام . "

    ]شرمنده اگر کامنت هاتون بي جواب ميمونه بخدا روم سياهه از اين همه محبت شما دمتون گرم و بقول آمين  لنگتون تر و دلتون زنده

    ]بابا آمين چه عجب ما هم دستخط شما را ديديم،ميگم دستختط خوب شده ها کلاس خط ميري اخوي[بيخيال ديشب باز واسم خبر داده بود شايد تو کامن شخصي برات نوشتم،ولي تا همين حد بدون که اوضاع،دوباره داغون شد،اين پيرهن مشکيرو بايد در آرم دادا بالاخره قسمت ما هم اينطوري بوده ديگه کارش هم نميشه کرد اگر راهي به ذهنت رسيد مضايقه نکن دمت جيز کاکا[

    به اميد سلطنت ملک مهدي موعود(عج)

    يا حق ذولمتين

    يازدهم رمضان المبارک

    ((ابراهيم پارسا))

    ايران-تهران

    + نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 15:30  توسط looti  | 

    + نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 21:31  توسط looti  | 

    + نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم شهریور 1384ساعت 14:53  توسط looti  |